...هی فلانی زندگی شاید همین باشد
!!!من از آن روز که در بند توام آزادم
Life is a tragedy when seen in close-up ُbut !!! a comedy in long-shot Charlie Chaplin
پ.ن: این پست ثابته آخرین مطلبم اولین مطلب زیر اینه البته شما دوستان گرام لطف میکنین نظرتونو درمورد هرپستی فقط اینجا میزارین گر چه باران به عطش های دلم تسکین است وکنون بی تو در این وسعت تنگ غم تنهایی و ویرانی من آنقدر سنگین است که به هر آئینه ای می نگرم ، می شکند آرزویم ، همه خوشبختی توست ! مرد های بدبخت بکارتشان آنقدر سست و ضعیف هست که می شود آن را با یک لبخند، با یک نگاه درید ... پاره کرد! البته با اجازه ي دوست خوبم لر كوچولو دریای غم از کویر دیده با این همه غم چیکار کردی که عالمو بی قرار کردی دلداده به دین و سرسپرده ای آبرو از یزید برده با خنجرو نیزه خو گرفتی با خون خودت وضو گرفتی چشم تموم دنیا گریون بشه وای اگه شام غریبون بشه کوفه پراز آدم روسیاهه کوفه پر از رفیق نیمه راهه دستای عباسو نشون گرفتن تو کربلا غدیر خون گرفتن اومدن و دشتو بهم بپاشن تو صورت بچه ها غم بپاشن چشم تموم دنیا گریون بشه وای اگه شام غریبون بشه پ.ن : ۱- مواظب باشیم کوفیان زمانه ما نباشیم و در مقابل ظلم سکوت نکنیم ۲- امسال هم گذشتو درک نکردیم... چقدر دلم گریه میخاد ! ۳-عاشق این آهنگ محسنم که خود زیر بار هر ظلم و ستمی میروند، ولی برای حسینی میگریند که آزاده زیست ! دکتر شریعتی من عاشق نگاه مهربون و زيباي توام وقتي توي چشام نگاه ميکني و دروغ ميگي ليلي تو قصه تويي مجنون ديوونه منم اوني که ميمونه تويي راهي ويرونه منم نزار بدون تو دلم از همه چي خسته بشه نزار صداي قلبي که داره واسه تو ميزه تو ميتوني با موندنت يخ دلم رو آب کني تو ميتوني بزاري من دوباره زندگي کنم آروم آروم چشامو روی هم میزارم گذشته هارو یادم میارم کنار اون همه خاطراتی که از بد زمونه دارم فریب دروغ های آدم های اینجا که ندارند خبر از فردا رحم و وفایی بهم ندارند تا بوده اینه رسم دنیا اونی که دزد آرزومه خوش به حالش که با همه بدی خوبه فالش میدونم که یه روز غم میشینه تو اون نگاه بی خیالش کی میشه که زمین به ساز من برقصه؟ که از سکوت خدا بترسه آتیش خنده رو شعله ور کن که غم داره میزنه پرسه يا وقتي ياد تو مي افتم بارون مي باره ! اما ميدونم كه بارونو دوست دارم هیچ بارانی رد پای تورا از کوچه ی خاطرم نخواهد شست...
ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
نشانم می داد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
غرق شادی باشد ….
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است …!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین …
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟
ديوونه ي چشماي روشن و فريباي توام
حس ميکنم من عاشق همين دوغاي توام
شيرين روياها تويي فرهاد بي خونه منم
اوني که ميخنده تويي اون که دلش خونه منم
نزار بدون تو چشاي باز من بسته بشه
با رفتن تو کم بشه آروم و آهسته بشه
ميتوني اشکو تو چشام واسه هميشه خاک کني
يا اينکه با نبودنت زندگي مو خراب کني
| Design By : Night Melody |
